از دیشب که فیلم دراومده بار دومیه که نگاش میکنم و هربار با هر سکانسش هزار بار همزاد پنداری میکنم ، میشکنم و دوباره زنده میشم.اونجایی که میگه : چرا کاری کردی هر لحظه ازت دور بشه ، چرا کنارش نبودی ، چرا نذاشتی غماش و حرفاش بهت بگه. مثل بابا و نبودناشاونجایی که میگه : سر حسادت الکی عکساشو پخش کردم :) مثل اون روزی که سر حسادت بچگانه توی دانشگاه اون اتفاق افتاداونجایی که زد توی گوشش یادم افتاد که دردم نمیاد دیگه .....بیبدن داری با من چکار میکنی
برچسب:
نویسنده: سجاد زارعیپور
تاريخ: يکشنبه
31 تير
1403 ساعت: 14:21